برچسب:
نویسنده: یوسف قربانی
برچسب:
نویسنده: یوسف قربانی
سلام به بهاری که اومد و رفت
من خیلی وقته نیومدم وبلاگم ..
برچسب:
نویسنده: یوسف قربانی
برچسب:
نویسنده: یوسف قربانی
برچسب:
نویسنده: یوسف قربانی
برچسب:
نویسنده: یوسف قربانی
برچسب:
نویسنده: یوسف قربانی
برچسب:
نویسنده: یوسف قربانی
برچسب:
نویسنده: یوسف قربانی
خیلی وقت ها به خودم گفتم که لازم نیست سرعت باد رو اندازه بگیری
اما بازهم می گیرم
با یک خط کش و گونیا سرعت و زاویه اومدن شو اندازه می گیرم
خیلی وقت ها باد اونقدر سرعت داره که خط کشمو با خودش می بره
مثل همین امروز
که در 38 سال پیش در چنین روزی باد اومد و منو با خودش آورد
و توی یه دهات دور افتاده فرود اومدم .. نه خط کش بود ..
نه من می دونستم که خط کش چیه !
آخه تازه به دنیا اومده بودم و فقط وقتی گشنه ام می شد گریه می کردم
و شیر می خواستم
البته بعضی وقت ها هم بخاطر یه کارهای دیگه گریه می کردم
که خیلی زشته بنویسم بخاطر چی بود
هر چند همه می دونن اما بازهم گفتنی نیست
خب حالا چندین سال از اون موقع گذشته و من هم فهمیدم باد چیه
و هم خط کش
و خیلی از لوازم ریاضی که فقط این دوتاش توی زندگی به
برچسب:
نویسنده: یوسف قربانی
یکی برام نوشته بود یا نوشته های قبلی من مال خودم نیست
یا این جدیدا خیلی مزخرفن
مزخرف بودن یا نبودنش برام مهم نیست
مهم اینه که برای خودم می نویسم
هم اون قبل تر ها .. و هم آلان
و حس خوبی دارم موقع نوشتن.. یه روزی خاطره اش برام به یادگار می مونه
دوس نداشتی نخون
دیگه نخون
چرا خودتو اذیت می کنی .. من که اجبارت نکردم بیای بخونی
برچسب:
نویسنده: یوسف قربانی
برچسب:
نویسنده: یوسف قربانی
وقتی بچه بودم
بدون اینکه به من بگن خدا کی هست.. پیداش کردم
باهاش حرف می زدم
و از نزدیک لمسش می کردم
حس خوبی بهم می داد وقتی با خدا حرف می زدم
حتی یادمه که توی چه نقاطی بیشتر باهاش حرف زدم
بیشتر باهاش درد و دل کردم
آلان به این نتیجه رسیدم که دوس داشتن خدا توی ذات ما آدم ها قرار داره
قرار نیست که آموزش ببینیم تا بتونیم با خدا حرف بزنیم
همین که دلت گرفت یه هو متوجه وجود خدا در کنارت می شی
همین که خوشحال می شی یه هو خدا رو حس می کنی و ازش تشکر می کنی
همین که دوس داری به موفقیتی برسی یه هو خدا رو صدا می زنی
و ازش کمک می خوای
بهر حال به هر طرف زندگیت که نگاه کنی خدا هست
چی بهتر از این ؟
هیچی
هیچی جای خدا رو نمی تونه بگیره
من هنوز لذت با خدا بودن در 30 سال گذشته رو حس می کنم
انگار
برچسب:
نویسنده: یوسف قربانی
نمی خوانی
بنویسم اتل متل توتوله
نمی خندی
بنویسم عطرت پر از گرماست
بهانه می گیری
بنویسم تو به راه خودت
من همین جا کنار نوشته هام
نمی روی
جای این حرف ها تو بنویس
جان من تو چه جانی داری ؟
اینقدر سخت و شبیه کوه های بی سایه !
برچسب:
نویسنده: یوسف قربانی
به نام تو که مهر و محبت ات سرتاسر جهان را نرم و لطیف کرده
به نام تو که روز و روشنایی را آفریدی
به نام تو که شب و آرامش را آفریدی
به نام تو که دوستم داری
به نام تو که دوستت دارم
به نام تو که به خدایی خوبت امید دارم
به نام تو که به خدایی خوبت دل بستم
به نام تو که راه راست و مستقیمی
به نام تو آغاز می کنم.. ای خدای خوب و مهربان در کنارم باش
برچسب:
نویسنده: یوسف قربانی