خرید بک لینک

*مشکل در جذب آدم ها برای کلاس وفور

رفتار : از جذب آدم ها به کلاس وفور خوشم نمی اومد. برام کار سختی بود. اضطراب می گرفتم . می ترسیدم

مکالمه ذهن: فکر می کردم آدم ها منو مسخره می کنند وقتی که دعوت شون می کردم به کلاس وفور. فکر می کردم به من چه ربطی داره که دعوت شون کنم به کلاس وفور. فکر می کردم مردم هم مثل من براشون پول جور کردن سخته. فکر می کردم من چرا توی زندگی آدم ها دخالت کنم . اصلا به من چه . بزار یک نفر دیگه بهشون کمک کنه نه من

ارائه راه حل : توجه که می کنم این فقط ذهنیات من بود که فکر می کردم اونا منو مسخره می کنند. هیچ کسی منو مسخره نمی کرد. هیچ کسی به من بابت پیگیری توی دلش توهین نمی کرد. اتفاقا من مسئولم که به اطرافیانم کمک کنم. اگه من کمک نکنم پس کی کمک کنه. اگه من امروز در خونه شون رو نزنم کی این کار رو انجام بده. این کار من دخالت توی زندگی افراد نیست. من آدم ها رو به سمتی دعوت می کنم تا بتونن راحت تر زندگی کنن. نه اینکه دخالت کنم توی زندگی شون

موانع بر سر راه : مکالمه های ذهنی رهام نمی کنه و هر بار که کسی می گه نه... من به در بن بست می رسم و فرد مورد نظر را رها می کنم. خودم جدی نیستم. خودم به آدم ها زیاد اهمیت نمی دم. به مشکلات شون دقت نمی کنم که سر چی جا می زنن

ارائه راه حل جدید: به مشکلات آدم ها دقت بیشتری می کنم. انگار مشکلات شون رو منم داشتم. هر مشکل مشابه ای که با من دارند براشون بیشتر توضیح می دم تا بدونن که با چه بهانه هایی از اومدن به کلاس باز می مونن. چون خودم قبل از این افراد تجربه اش کردم بهتر می تونم براشون توضیح بدم. به مکالمات ذهنی خودم اجازه نمی دم منو از رسیدن به اهدافم باز نگه داره. من می تونم با اقتدار کامل از افراد بخوام که در دوره شرکت کنند. فقط برای یک مرتبه ازشون نخوام. برای چند بار درخواست مو تکرار کنم. تا وقتی که احساس ضعف و ناتوانی در گفتن دارم دعوت به کلاس را تکرار کنم. اونقدر در افراد مختلف دعوت مو تکرار کنم تا به این دل و جرات برسم که من می تونم به راحتی آدم ها رو به کلاس دعوت کنم

بله من می تونم... من این کاره ام

برچسب: نویسنده: یوسف قربانی تاريخ: شنبه 17 آذر 1397 ساعت: 1:47

صفحه بندی