سرک
-
تاریخ: 1401/4/11 ساعت: 19:42
امروز یه سرک کشیدم به اینجا . دلم برای روزهای خیلی دور تنگ شد.خوندن هر خطش هزار تا خاطره رو زنده می کنهیه روزی یه دیوار بود که روش می نوشتم و نوشتن بدون محدودیت آزادی بهمراه داشت خیلی دوست دارم مثل قبل آزاد باشم مثل قبل پر بکشم و دست دراز کنم به ابرهای بالای سرم چنگ بزنم و ابرها رو با دستم حرکت بدم ...
بازی ذهنی
-
تاریخ: 1398/12/5 ساعت: 1:01
یکی از بازی های ذهنی که ما توی گروه و جلسات راه انداختیم بازی معلمی و آموزش دادن به دیگران است در صورتی که من و امثال من فقط یک قدم جلوتر از دیگران قرار داریم که اتفاقا زیر پای ما لغزنده تر از افرادی
بهار
-
تاریخ: 1398/12/5 ساعت: 1:01
سلام به بهاری که اومد و رفتمن خیلی وقته نیومدم وبلاگم ..
مکالمه
-
تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 11:04
مکالمات ذهنی خود را برای مواجه نشدن با شکست پروژه مشترک چک کنید ! مکالمه ذهنی : دیگه دیر شده و ما برای به نتیجه رسیدن پروژه فرصت نداریم راه حل : هنوز 3 روز فرصت داریم. نا امیدی رو مشاهده کن که چطور ما
برف 96/11/7
-
تاریخ: 1397/9/17 ساعت: 1:47
اين فقط يك خبر نيست من از صبح برف مي بينم كه مي بارد كه سفيد مي كند کلاغ های سیاه را كه سفيد مي كند سنگ سياه سالي را كه گذشت با اين همه برف حتما خدا قصدكمك دارد با معرفت است خدا مثل آن نجیب زاده که ای
یک یا دو ؟
-
تاریخ: 1397/9/17 ساعت: 1:47
خیلی وقته که جای دیگه می نویسم با یک سبک و سیاق جدید با یک خودکار آبی خیلی وقته خودکار سیاه اینجا رو داده بودم به اون یکی مرتضی مرتضی سال های خیلی دور اما حالا یک مرتضی جدیدم هر چند از مرتضی جدی
توانایی حقیقی
-
تاریخ: 1397/9/17 ساعت: 1:47
توانایی, حقیقی, در بازوان ما نیست در دانش ما نیست در جسم ما نیست روح که پاک باشد ما توانمندترین هستیم چون به خدا وصل می شویم و قدرت مندترین هستیم وقتی که رها می شویم از حسادت ها مقایسه کردن ها خ
وفور
-
تاریخ: 1397/9/17 ساعت: 1:47
آشنایی با کلاس وفور, من چند سالی بود که سخت مطالعه می کردم تا یک راهی پیدا کنم برای بهتر شدن زندگیم اونقدر جلو رفتم تا اینکه فهمیدم با این کتاب ها زندگیم بهتر نمی شه و من یه چیزایی کم دارم که توی این ک
*
-
تاریخ: 1397/9/17 ساعت: 1:47
*مشکل در جذب آدم ها برای کلاس وفور رفتار : از جذب آدم ها به کلاس وفور خوشم نمی اومد. برام کار سختی بود. اضطراب می گرفتم . می ترسیدم مکالمه ذهن: فکر می کردم آدم ها منو مسخره می کنند وقتی که دعوت شون م
تولد
-
تاریخ: 1396/9/14 ساعت: 6:16
خیلی وقت ها به خودم گفتم که لازم نیست سرعت باد رو اندازه بگیری اما بازهم می گیرم با یک خط کش و گونیا سرعت و زاویه اومدن شو اندازه می گیرم خیلی وقت ها باد اونقدر سرعت داره که خط کشمو با خودش می بره مثل همین امروز که در 38 سال پیش در چنین روزی باد اومد و منو با خودش آورد و توی یه دهات دور افتاده فرود ...
جواب کامنت یه آدم
-
تاریخ: 1396/9/14 ساعت: 6:16
چند روز قبل یکی برام نوشته بود یا نوشته های قبلی من مال خودم نیست یا این جدیدا خیلی مزخرفن مزخرف بودن یا نبودنش برام مهم نیست مهم اینه که برای خودم می نویسم هم اون قبل تر ها .. و هم آلان و حس خوبی دارم موقع نوشتن.. یه روزی خاطره اش برام به یادگار می مونه دوس نداشتی نخون دیگه نخون چرا خودتو اذیت می ک...
قطار زندگی
-
تاریخ: 1396/9/14 ساعت: 6:16
توی یک ماه اخیر یک روز مزخرف هم نداشتم خدا رو شکر حتی یک ساعت هم مزخرف نبوده چه برسه به یک روز هر چند خستگی و بی حوصلگی گاهی اوقات به سراغم اومده اما تنها با یک خمیازه از ذهنم بیرونش کردم پر انرژی و سرحالم مثل قطاری که صوت می کشه و جلو می ره .. منم جلو می رم بدون توقف بدون هیچ درد و رنجی بدون هیچ کم...
لحظه به لحظه با خدا
-
تاریخ: 1396/9/14 ساعت: 6:16
وقتی بچه بودم بدون اینکه به من بگن خدا کی هست.. پیداش کردم باهاش حرف می زدم و از نزدیک لمسش می کردم حس خوبی بهم می داد وقتی با خدا حرف می زدم حتی یادمه که توی چه نقاطی بیشتر باهاش حرف زدم بیشتر باهاش درد و دل کردم آلان به این نتیجه رسیدم که دوس داشتن خدا توی ذات ما آدم ها قرار داره قرار نیست که آموز...
گلایه
-
تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 2:37
بنویسم ملا حس سوماری نمی خوانی بنویسم اتل متل توتوله نمی خندی بنویسم عطرت پر از گرماست بهانه می گیری بنویسم تو به راه خودت من همین جا کنار نوشته هام نمی روی جای این حرف ها تو بنویس جان من تو چه جانی داری ؟ اینقدر سخت و شبیه کوه های بی سایه !
به نام تو
-
تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 2:37
به نام تو آغاز می کنم به نام تو که مهر و محبت ات سرتاسر جهان را نرم و لطیف کرده به نام تو که روز و روشنایی را آفریدی به نام تو که شب و آرامش را آفریدی به نام تو که دوستم داری به نام تو که دوستت دارم به نام تو که به خدایی خوبت امید دارم به نام تو که به خدایی خوبت دل بستم به نام تو که راه راست و مستقی...
فرصت زندگی کردن
-
تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 2:37
از اینکه امروز هم فرصت زندگی کردن دارم خدا رو شکر می کنم چند شب پیش بود که فکر می کردم اگر بخوابم و بلند نشم چی می شه! خیلی از کارهای عقب افتاده و اینکه خانواده ام بعد من چه خواهند کرد توی ذهنم گذشت. اما خدا رو شکر از این دغدغه ها خیلی زود آزاد شد
فرصت زندگی کردن
-
تاریخ: 1396/7/14 ساعت: 6:40
از اینکه امروز هم فرصت زندگی کردن دارم خدا رو شکر می کنم چند شب پیش بود که فکر می کردم اگر بخوابم و بلند نشم چی می شه! خیلی از کارهای عقب افتاده و اینکه خانواده ام بعد من چه خواهند کرد توی ذهنم گذشت. اما خدا رو شکر از این دغدغه ها خیلی زود آزاد شدم خب منم مثل هر انسانی که از این دنیا می ره باید برم ...
جواب کامنت یه آدم
-
تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 9:16
چند روز قبل یکی برام نوشته بود یا نوشته های قبلی من مال خودم نیست یا این جدیدا خیلی مزخرفن مزخرف بودن یا نبودنش برام مهم نیست مهم اینه که برای خودم می نویسم هم اون قبل تر ها .. و هم آلان و حس خوبی دارم موقع نوشتن.. یه روزی خاطره اش برام به یادگار می مونه دوس نداشتی نخون دیگه نخون چرا خودتو اذیت می ک...
روز کارمند
-
تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 9:16
یه روزی که بی حساب و کتاب کارمند شدم خیلی خوشحال بودم این روزها نه اینکه خوشحال نباشم اما همچین، اونی که می خواستم نشد نه فقط بخاطر درآمدش! از این بدم می آد که حس و حال هر روز با روزای قبل تقریبا یکی می شه خدا رو شکر که توی این سالهای اخیر حس و حالمو با نوشتن تغییر دادم با کتابی که شروع کردم با گزار...
قطار زندگی
-
تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 9:16
توی یک ماه اخیر یک روز مزخرف هم نداشتم خدا رو شکر حتی یک ساعت هم مزخرف نبوده چه برسه به یک روز هر چند خستگی و بی حوصلگی گاهی اوقات به سراغم اومده اما تنها با یک خمیازه از ذهنم بیرونش کردم پر انرژی و سرحالم مثل قطاری که صوت می کشه و جلو می ره .. منم جلو می رم بدون توقف بدون هیچ درد و رنجی بدون هیچ کم...